به خورشید سلام کردم خندید وگفت تو چرا فکر نکردی شاید جوابت را ندهم مثل تمامی مردم!!
خندیدم وگفتم مردم دیوانه اند...
آنقدر مشغول روز مرگی هایشان هستند که تو به این بزرگی را فغراموش کرده اند.
خورشید گفت :بله اما من بزرگ نیستم خدا بزرگ است ومرا اندکی حجیم آفرید...
من گفتم بله بله خداوند از کرمش به بندگانش نیز بزرگی میدهد
مقام میدهد
اصل ونصب میدهد...
اما آدم ها به جای تشکر اورا فراموش میکنند...
خورشید گفت؛
بله میدانم من از این بالا همه چیزرا نمیبینم ولی اندکی از نامردی های آدمیان را تماشا میکنم با این حال دلم از این همه بدی به درد میآید.
خدا را چه که تمام اعمال آدم هایش را میبیند...
نوشته شده توسط حسین در جمعه 15 شهریور 1387 و ساعت 12:09 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -